X
تبلیغات
شعر ، حكايت و داستان كوتاه

شعر ، حكايت و داستان كوتاه

اشعار و داستانهاي كوتاه ايران و جهان

شعر ناب / زهرا

زهـــــــــــــــــرای مرضیه

کاش از قلبش به قلبم راه داشت

کاش زهــــــــرا هم زیارتگاه داشت.


ایام سوگواری سرور زنان دو عالم خدمت صاحب الزمان ارواحنا فداه و همه پیروان ایشان تسلیت می گویم.


برچسب‌ها: شعر, شعر ناب, تک بیت, تسلیت ایام فاطمیه, شعر دینی
+ نوشته شده در  ساعت 7:6  توسط كاظم . ا  | 

شعر ناب / بهار

عطـــــــر نرگس

رقــــــــــص باد

نغمه شوق پرستوهای شـــــــــــاد

خلوت گرم کبوترهای مســــــــــــت

نرم نرمک می رسد اینک بهــــــــــــــــــــــــار

خوش به حال روزگار

خوش به حال روزگار

ســــــــــــــــــــــــــــال نو و بهــــــــــــــــــــار مبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک


برچسب‌ها: شعر, شعر ناب, تک بیت, شعر تک, اینک بهـــــــــــار
+ نوشته شده در  ساعت 14:52  توسط كاظم . ا  | 

شعر / سبک بی بیانی

+ نوشته شده در  ساعت 7:20  توسط كاظم . ا  | 

داستان كوتاه / من و آينه

من و آينه

چندین سال پیش بود . ما در یک خانواده خیلی فقیر در یک ده دور افتاده به نام ” روکی ” ، توی یک کلبه کوچک زندگی می کردیم . روزها در مزرعه کار می کردیم و شبها از خستگی خوابمان می برد .


برچسب‌ها: داستان كوتاه, داستانك, داستان جالب, داستان, عشق
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 14:12  توسط كاظم . ا  | 

غزل / شيخ بهايي

غزل شماره 12 شيخ بهايي

الهی الهی، به حق پیمبر

الهی الهی، به ساقی کوثر

الهی الهی، به صدق خدیجه

الهی الهی، به زهرای اطهر


برچسب‌ها: غزل, شعر ناب, شعرناب, شعر عرفاني, شيخ بهايي
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 9:55  توسط كاظم . ا  | 

داستان كوتاه / ابوالحسن خرقاني و خداوند

داستان ابوالحسن خرقاني و خدا

روزي شيخ ابوالحسن خرقانی نماز مي خواند. آوازی شنيد که:

ای ابوالحسن، خواهی که آنچه از تو می ‌دانم با خلق بگويم تا سنگسارت کنند؟
شيخ گفت:


برچسب‌ها: داستان كوتاه, عطار نيشابوري, داستان جالب, داستانك, داستان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 18:45  توسط كاظم . ا  | 

داستان كوتاه / گناه

گناه

جلال آل احمد

شب روضه هفتگی مان بود و من تا پشت بام خانه را آب و جارو کردم و رخت خواب ها را انداختم ، هوا تاریک شده بود و مستمعین روضه آمده بودند. حیاطمان که تابستان ها دورش را با قالی های کناره مان فرش می کردیم و گلدان ها را مرتب دور حوضش می چیدیم، داشت پرمی شد. من کارم که تمام می شد ، توی تاریکی لب بام می نشستم و حیاط را تماشا می کردم .


برچسب‌ها: داستان كوتاه, داستان گناه, جلال آل احمد, داستان جالب, داستان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 9:49  توسط كاظم . ا  | 

شعر / ميدان

میدان

احمد زاهدي

تو می‌دانی

اسب با پرش از مانع رد نمی‌شود
                           تحقیر می‌شود


برچسب‌ها: شعر, شعر ناب, ميدان, احمد زاهدي, شعر نو
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 16:15  توسط كاظم . ا  | 

داستان كوتاه طنز / دزد

طنزی از ایتالو کالوینو

طنزی از ایتالو کالوینو
اما همانطور که رسم اینگونه قراردادهاست، آنها که پولدارتر بودند ، ثروتمندتر و تهیدست‌ها عموماً فقیرتر می‌شدند. عده ای هم آنقدر ثروتمند شدند که دیگر برای ثروتمند ماندن....

برچسب‌ها: داستان كوتاه, داستان جالب, داستانك, ايتالو كالوينو, داستان طنز
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 14:8  توسط كاظم . ا  | 

داستان كوتاه / آرزوهايي كه حرام شدند!

آرزوهایی که حرام شدند! (شل سیلور استاین)

شل سیلور استاین
لستر وسط آرزوهایش نشست/ آنها را روی هم ریخت تا شد مثل یک تپه طلا/ و نشست به شمردنشان تا ...... پیر شد....

برچسب‌ها: داستان كوتاه, داستان جالب, داستانك, آرزو, شل سيلور استاين
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 15:6  توسط كاظم . ا  | 

داستان كوتاه / شاهدي پشت پنجره

شاهدي پشت پنجره


شب بود. از توي خانه صداي خنده و شادي زنها به گوش مي رسيد. مردها توي كوچه دور تا دور ايستاده بودند و دست مي زدند. تمام عرض كوچه را گرفته بودند. گروه اركستر، موسيقي مي نواختند و چند نفر ميان جماعت رقص سنتي مي كردند.


برچسب‌ها: داستان كوتاه, داستان جالب, داستانك
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 16:48  توسط كاظم . ا  | 

داستان كوتاه / پشت صحنه

پشت صحنه


تمام عكسها و فيلمهاي يادگاري را زير و رو كردند . از همه تصويري بود جز او .

چاره اي نداشتند . مجبور شدند توي آگهي ترحيم عكاس پير محل ، به جاي عكسش تصوير يك گل بگذارند .


برچسب‌ها: داستان كوتاه, داستان جالب, عكاس
+ نوشته شده در  ساعت 16:3  توسط كاظم . ا  | 

شعر / فروردين

فروردين


ابر آذاری برآمد از کران کوهسار

باد فروردین بجنبید از میان مرغزار


این یکی گل برد سوی کوهسار از مرغزار

وان گلاب آورد سوی مرغزار از کوهسار


برچسب‌ها: شعر, شعر ناب, فروردين, منوچهري, نوروز در اشعار
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 7:37  توسط كاظم . ا  | 

شعر / نوروز

نوروز


نوروز روز خرمی بیعدد بود

روز طواف ساقی خورشید خد بود


مجلس به باغ باید بردن، که باغ را

مفرش کنون ز گوهر و مسند زند بود


برچسب‌ها: شعر, شعر ناب, نوروز, منوچهري, نوروز در اشعار
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 7:27  توسط كاظم . ا  | 

داستان كوتاه / پسرك لبو فروش

«پسرك لبو فروش» صمد بهرنگی

صمد بهرنگی
بعدش تو صورت خواهرم خندید كه من هیچ خوشم نیامد. خواهرم مثل اینكه ترسیده باشد، چیزی نگفت. و ما دو تا، آقا، آمدیم پیش ننه ام. وقتی شنید حاجی قلی به خواهرم اضافه مزد داده، رفت...

برچسب‌ها: داستان كوتاه, داستان جالب, صمد بهرنگي
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 16:31  توسط كاظم . ا  | 

داستان كوتاه / پرده رومن

"پرده رومن" ؛ داستان برگزیده جشنواره

می‌دانستم فکر مامان پر از شکل‌های مختلف دکوراسیونی با ترکیب پرده و تخت است و نمی‌خواهد نگاه دوستان جدید با کلاسش که آخر هفته می‌آیند...

رتبه سوم (مشترک) اولین جشنواره ملی داستان‌های ایرانی  1386

برچسب‌ها: داستان كوتاه, داستان جالب, زهرا سيادت موسوي, داستان برگزيده جشنواره
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 14:54  توسط كاظم . ا  | 

داستان كوتاه / هواشناسي

 داستان هواشناسي


مردان قبیله سرخ پوستان از رییس جدید می‌پرسند :

«آیا زمستان سختی در پیش است؟»

رییس جوان قبیله که هیچ تجربه‌ای در این زمینه نداشت ، جواب میده : « برای احتیاط برید هیزم تهیه کنید »


برچسب‌ها: داستان كوتاه, داستان جالب, حكايت كوتاه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 23:30  توسط كاظم . ا  | 

غزل / فروغي بسطامي

غزل 509 فروغي بسطامي


گل به جوش آمد و مرغان به خروش از همه سوی

رو بط باده به چنگ آر و بت ساده بجوی


برچسب‌ها: غزل, فروغي بسطامي
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 8:0  توسط كاظم . ا  | 

شعر / در شكر بر عافيت

در شكر بر عافيت


نفس مي نيارم زد از شكر دوست

كه شكري ندانم كه در خورد اوست


عطائيست هر موي از او بر تنم

چگونه به هر موي شكري كنم؟


برچسب‌ها: بوستان سعدي, سعدي, شكر, شعر ناب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 11:37  توسط كاظم . ا  | 

قطعه / نامرد و مرد

نامرد و مرد


نشنیده ای که زیر چناری کدوبُنی

بررست و بردمید بر او بر ، به روز بیست


برچسب‌ها: شعر, شعرناب, انوري, قطعه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 8:22  توسط كاظم . ا  | 

حكايت / پريچهره

حكايت

 

شبي دعوتي بود در كوي من

ز هر جنس مردم در او انجمن

 

چو آواز مطرب درآمد ز كوي

به گردون شد از عاشقان هاي و هوي


برچسب‌ها: حكايت كوتاه, حكايت, بوستان سعدي, عشق, سعدي
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 8:5  توسط كاظم . ا  | 

حكايت / دنيا

حكايت


نيم شب ديوانه اي خوش مي گريست

گفت : اين عالم بگويم من كه چيست؟


برچسب‌ها: حكايت كوتاه, داستان كوتاه, شعر عرفاني, منطق الطير, عطار نيشابوري
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 6:16  توسط كاظم . ا  | 

حكايت / گوركن

حكايت


يافت مردي گوركن عمري دراز

سايلي گفتش كه چيزي گوي باز


تا چو عمري گور كندي در مغاك

چه عجايب ديده اي در زير خاك؟



برچسب‌ها: حكايت كوتاه, داستان كوتاه, شعر عرفاني, منطق الطير, عطار نيشابوري
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 22:21  توسط كاظم . ا  | 

حكايت / غم خويشتن

غم خويشتن

شبي دود خلق آتشي برفروخت
شنيدم كه بغداد نيمي بسوخت

يكي شكر گفت اندر آن خاك و دود
كه دكان ما را گزندي نبود

جهانديده اي گفتش اي بوالهوس!
تو را خود غم خويشتن بود و بس؟


سعدي

برچسب‌ها: شعر, شعر ناب, سعدي, بوستان سعدي
+ نوشته شده در  ساعت 6:30  توسط كاظم . ا  | 

قطعه / نابينا و ستمگر

نابينا و ستمگر


فقير كوري ، با گيتي آفرين مي گفت :

كه اي ز وصف تو الكن زبان تحسينم


به نعمتي كه مرا داده اي هزاران شكر

كه من نه در خور لطف و عطاي چندينم


خسي گرفت گريبان كور و با وي گفت :

كه تا جواب نگويي ، ز پاي ننشينم


برچسب‌ها: شعر, شعرناب, رهي معيري, قطعه, نابينا و ستمگر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 22:53  توسط كاظم . ا  | 

قطعه / سنگ ريزه

سنگ ريزه

روزي به جاي لعل و گهر ، سنگ ريزه اي

بردم به زرگري ، كه بر انگشتري نهد


زرگر ز من ستاند و بر او خيره بنگريست

وآنگه به خنده گفت : كه اين سنگريزه چيست؟


برچسب‌ها: شعر, شعرناب, رهي معيري, قطعه, زرگر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 21:2  توسط كاظم . ا  | 

شعر / توصيه هاي نظامي

توصیه های نظامی

در ابتدای دفتر هفت پیکر نظامی گنجوی که نظامی با آن توان بالایش داستان بهرام گور را به نظم در می آورد پس از حمد خداوند و ستایش پیامبر (ص) ، ابیاتی را در نصیحت فرزند خویش محمد سروده است که گزیده ای از آن را بنده انتخاب کرده ام و برای شما دوستان قرار داده ام که امیدوارم مثمر فایده باشد.


برچسب‌ها: شعر, نظامي گنجوي
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 20:5  توسط كاظم . ا  | 

داستان كوتاه / تعداد ملكه هاي ايران و انگلستان

تعداد ملكه ها ي ايران و انگلستان

« چارلز دانشجوی انگلیسی با طعنه به دوست و همکلاسی ایرانی اش همایون می گوید :

چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون کنن؟؟ یعنی مردای ایرانی اینقدر کارنامه خرابی دارند و خودشون رو نمیتونن کنترل کنن؟؟


برچسب‌ها: داستان كوتاه, داستان جالب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 6:21  توسط كاظم . ا  | 

داستان كوتاه / ماست مالي

ماست مالي


هنگام عروسی محمدرضا شاه پهلوی و زن مصری اش فوزیه در سال 1317 خورشیدی چون مقرر بود میهمانان مصری و همراهان عروس به وسیلۀ راه آهن جنوب به تهران وارد شوند از طرف دربار و شهربانی دستور اکید صادر شده بود که دیوارهای تمام دهات طول راه و خانه های دهقانی مجاور خط آهن را سفید کنند.


برچسب‌ها: داستان كوتاه, داستان جالب, طنز جالب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 6:17  توسط كاظم . ا  | 

داستان كوتاه / عاشق واقعي

عاشق واقعي

امیری به شاهزاده گفت:من عاشق تو هستم.

شاهزاده گفت :


برچسب‌ها: داستان كوتاه, داستان جالب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 6:53  توسط كاظم . ا  |